X
تبلیغات
اتاق عمل 88 - مایع درمانی
تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:4 | نویسنده : علی گوهری

کنترل آب بدن شامل چندین عامل است:

۱-فاکتورهای ناتری اورتیک دهلیزی 2- وازوپرسین 3- آلدسترون 4- هورمون های پاراتیرئید 5- کلسی تونین 6- پروستوگلاندین ها 7- مکانیسم تشنگی و... است.

عواملی که باعث افزایش دفع آب می شوند عبارت اند از: درجه حرارت بالا، ورزش شدید، افزایش تنفس تحت این شرایط دفع آب کلیه جهت جبران افزایش تعریق و دفع نامحسوس آب کاهش می یابد.

فیزیولوژی سدیم:

سدیم فراوان ترین یون مثبت خارج سلولی است. تعادل سدیم خارج سلولی توسط جذب سدیم نسبت به دفع آن تعیین می شود. نیاز به سدیم با سن تغییر می کند. نوزادان متولد شده قبل از 32 هفتگی 3meq/kg/d ، نوزادان فول ترم 2-3meq/kg/d بزرگسالانmeq/kg/d 5/1 به سدیم نیاز دارند.

کلیه های نرمال به افزایش حجم با ایجاد دی اورز و افزایش سدیم با ناتری اورزیس(دفع سدیم) پاسخ می دهند.

اگر با کاهش حجم سدیم مواجه شدند به ترتیب با آنتی دیورز و آنتی ناتری اورزیس پاسخ می دهند

سیستم رنین آنژیوتانسین (RAS) به موازات سیستم عصبی سمپاتیک، سیستم کینین در کنترل فشار خون کار می کند.

سیستم RAS خصوصاً در شرایط استرس زا در هموستاز سدیم و عملکرد کلیدی نقش دارد. افت فشار خون، کاهش عرضه سدیم به ماکولادنسا یا تحریک سمپاتیک می تواند با فعال سازی RAS تولید آنژیوتانسین I I کند. این امر باعث افزایش فشار خون علاوه بر احتباس سدیم توسط ترشح شدید آلدسترون می شود.

هایپو ناترمی:

هایپو ناترمی با سدیم کمتر از 135meq/ L تعریف شده می تواند ناشی از دست دادن بیش از حد سدیم در تعریق شدید، اسهال، سوختگی وتجویزدی اورتیک باشد.

هایپوناترمی معمولاًهمراه با ترشح Vasopressin های غیر فیزیولوژیک و تخریب توانایی رقیق سازی کلیه ها است.

 

جدول 2 انواع هایپو ناترمیا و عوامل آن

هایپوولومیک

هایپوناترمیا

هایپرولومیک

هایپوناترمیا

حجم متعادل

هایپوناترمیا

هموراژی

زخم سوخته

التهاب پریتوئن

نارسایی احتنانی قلب

سندرم نفروتیک

سندرم پروستات مجرای ادرار

سیروزیس

سندرم ترشح نابجای آنتی دی اورتیکها

ترشح هورمون (SIADH)

هایپوناترمی کاذب

کاهش چشمگیر سدیم کل بدن به طور شایع ناشی از تجویز دیورتیک ها است. سندرم TuRP یک علت شناخته شده هیپوناترمی بوده که توسط جذب داخل عروقی محلول شستشو که عمدتاً حاوی گلیسین است ایجاد می شود

وجود هایپو ناترمی به علاوه یک اسمولالیته ادرار بیش از رقت حداکثر تشخیصی است.

در بیماران SIADH پاسخ مشخص کننده به محدودیت آب وجود دارد.

هایپوناترمی همچنین در اختلالاتی دیده می شود که درآن ها هورمون آنتی دیورتیک غیر اسمزی آزاد شده و کاهش در میزان دفع سدیم ادراری ظرفیت رقیق سازی ادراری را کاهش می دهد.

علائم و نشانه ها

علائم و نشانه هاهمراه هایپوناتری طی TuRP با بی حسی رژیونال اساسی می باشد.

تهوع – استفرغ – اختلالات بینایی کاهش سطح هوشیاری – آژیتاسیون – گیجی - کوما- تشنج، کرامپ عضلانی – ضعف یا میوکلونوس می تواند وا بسته به سطح هایپوناترمی دیده می شود.

ادم مغزی در سطح سرمی 123meq/ L یا پایین تر دیده می شود.

درمان: دز سدیم لازم برای اصلاح Deficit توسط استفاده از فرمول زیر محاسبه می شود

(140 – Na) × Dose = WT

حداکثر میزان جبران باید 0/6 – 1mmol / l/h باشد تا به غلظت سدیم 125meq/ L رسیده سپس با سرعت کمتری ادامه می یابد. غلظت سدیم طی جبران سریع باید 2-1 ساعت کنترل شود.

اداره کردن هایپوناتری شامل برطرف کردن عوامل دست اندر کار هر وقت ممکن باشد.

با استفاده از نرمال سالین (308 mos/1) به تنهائی ممکن است بر اساس اسمولاریته ادرار و سرم بیمار هایپوناترمی را بدتر کند. کمای عمیق یا تشنج با ترکیب سالین هایپرتونیک 3% محدودیت مایع و یا فروزماید درمان می شود.

جدول 3- عوامل مهم هایپوناترمیا

عوامل

مکانیزم

هایپوناترمیای کاذب (اسمولایته نرمال)

هایپر لیپیدمیا، افزایش پروتئین های خون

هایپوناترمیا با افزایش مؤثر اسمولالیته

افزایش قند خون، تجمع مانیتول

هایپوناترمی حقیقی با اسمولالیته مؤثر نرمال

گاما گلوبین ها، لیتیوم

هایپوناترمی حقیقی با ادم: اسمولالیته موثر کم

نارسایی احتقانی قلب، سندرم نفروتیک، سیروز کبدی

هایپو ناتری حقیقی: اسمولالیته موثر کم

هایپوناترمیا با حجم شریانی موثر نرمال یا گسترش یافته

سندرم ترشح نابجای هورمون آنتی دی اورتیک، اورلود آب در نارسایی کلیوی گسترش یافته

کاهش تحویل سدیم برای ترقیق سگمان

گرسنگی، میگزدما

هایپر ناترمی:

هایپرناترمی به صورت افزایش غلظت سدیم خارج سلولی تعریف شده و ممکن است همراه با افزایش، کاهش یا نرمال بودن سدیم کل بدن باشد. مهمترین علت آن از دست دادن مقدار زیادی آب عدم دریافت مقدار کافی آب، فقدان هورمون آنتی دیورتیک، یا افزایش دریافت سدیم است

شایعترین علامت objective هایپرناترمی لتارژی یا تغییرات سطح با پیشرفت به سمت کماو تشنج. علائم و نشانه های دیگر شامل، تشنگی، شوک، ادم محیطی، ترمور عضلانی، سفتی عضلانی، افزایش حجم مایع داخل مغزی است.

در هایپرناترمی شدید چروکیدگی مغز، پارگی مننژیال و خونریزی داخل مغزی رخ می دهد.

درمان:

شامل برقراری اسمولاریته و حجم نرمال و برداشت سدیم اضافی با تجویز دیورتیک ، محلول های کرسیتالوئید هیپوتونیک و یا تشخیص و برداشت حلال ها است. از ان جا که هایپرناترمی مزمن به خوبی تحمل می شود اصلاح سریع مزیتی نداشته و ممکن است مضر یا کشنده باشد زیرا ایجاد ادم مغز می کند.

فیزیولوژی پتاسیم:

پتاسیم بیشترین یون مثبت در مایع داخل سلولی است. تعادل پتاسیم تحت تأثیر انسولین PH، اگونسیت های Bدرنرژیک و پتاسیم قرار می گیرد. تنظیم درازمدت آن به طور اولیه کار کلیه و آلدسترون است.98 درصد پتاسیم بدن در آب داخل سلولی قرار دارد. انسولین سبب افزایش ورود به سلول می شود.

افزایش سدیم سبب کاهش پتاسیم خارج سلولی قرار میشود. انتقال پتاسیم به وسیله PH متأثر می شود. بدن از پتاسیم جهت کاهش هیدروژن اضافی خارج سلولی استفاده می کند. و این توسط حرکت پتاسیم به طرف خارج و رفتن هیدروژن به داخل صورت می گیرد. پس اسیدمی سبب افزایش هایپر کالمی می گردد.

هیپو کالمی :

هیپوکالمی (k<3.5meq/l) ممکن است در اثر کاهش مطلق یا انتشار مجدد به فضای داخل سلولی صورت گیرد.

از نشانه های هایپوکالمی=

هیپوکالمی در محدوده ی meq/ L 5/2- باعث ضعف عضلانی آریتمی و اختلال EKG شامل sagging قطعه ST یادپرسیون T و بالا رفتن موج U می گردد.

از شایع ترین علل ها هایپوکالمی شامل: کاهش دریافت، دفع از راه GI ، دفع پتاسیم از کلیه، و شیفت پتاسیم از مایع خارج سلولی به داخل سلولی است.

درمان: اگر درمان لازم باشد از کلرید پتاسیم وریدی می توان استفاده کرد. سرعت تجویز پتاسیم meq/ Kg/h 1 – 5/0 با سرعت جایگزینی meq/ h 20-10 برای یک یک فرد بالغ طبیعی محدود می شود که با مانیتورینگ EKG انجام می شود.

جدول عوامل مهم هایپوکالمیا

عوامل

مکانیزم

جذب ناکافی

گرسنگی، الکلیسم، افزایش مینرال کورتیکوئیدها

از دست دادن بیش از حد کلیوی

دی اورزیز، آلکالوز متابولیک مزمن، ناپایداری آنیون آنتی بیوژیکها

از دست رفتن از طریق دستگاه گوارش

استفراغ، اسهال، آدنرمال پرقدرت

شیفت مایع خارج سلولی به مایع داخل سلولی با جایگزینی متعادل پتانسیم داخلی

B2 اگونسیت ها، آلکالوز حاد، فلج دوره ای هایپوکالمیا، انسولین تراپی اوردوز لیتیوم.

هایپر کالمی:

هایپر کالمی به k>5.5meq/lگفته می شود.

داروهایی که باعث هایپر کالمی می شوند عبارت اند از: آمیلوراید، آنتااگونیست های آنژیوتانسین II، اسپیرونو لاکتون ساکسینیل کولین تریامترن

جدول عوامل مهم هاییرکالمیا

عوامل

مکانیسم ها

هایپر کالمی کاذب

تحلیل نمونه – مشکلات تکنیکی

تغییر در تعادل پتاسیم داخلی

اسیدوز، کمبود انسولین، هایپوآلدسترونیسم، هایپرترمی بدخیم، فلج دوره ای نکروز سلولی، داروها مثل:: ساکسینیل کولین، دیژیتال، B بلوکرهای غیر انتخابی

3- تغییر در پتاسیم خارج سلولی

ترانسفوزیون، کاهش دفع با بیماری های کلیوی، هایپوآلدسترونیسم، داروهای محتوی هپارین داروهای غیر استروئیدی،

هر گونه داروئیکیه باعث غیر فعال شدن آدرنال یا کاهش سطح آلدسترونی شود میتواند باعث رناسیون پتاسیم شود.

نشانه ها:

هایپر کالمی باعث ضعف عضلانی، تغییر در شروع و هدایت ایمیالس قلبی می شود افزایش مختصر پتاسیم (meq/ L 7-6) با موجTنوک تیز و پیشرفت به سمت طولانی شدن P –R، پهن شدن QRS ، فیبریلاسیون بطنی و یا حتی با رسیدن به سطح meq/ L 12-10 با آسیستول همراه است.

درمان هایپرکالمی=

تجویز کلسیم وریدی باعث پایداری قلب در برابر تغییرات پتاسیم می شود. در اتاق عمل تجویز وریدی انسولین، گلوکز، بی کربنات و هایپرونتیلاسیون درمان های اصلی هستند.

فیزیولوژی کلسیم:

کلسیم جزء کلیدی برای انقباض عضلانی، ترشح اندوکرین ها رشد سلول، انتقال و ترشح مایع و الکترولیت است. کلیه ها ارگان های اصلی تنظیم کلسیم بین meq/ L 5/5 – 5/4 هستند.

کلسیم به سه شکل باند به پروتئین های پلاسما، یونیزه و غیره یونیزه است. تغییرات PH می تواند سطح کلسیم غیر یونیزه یا توتال را تغییر دهد. در دقایقی از کاهش غلظت کلسم خارج سلولی غده پاراتیروئید هرمونی پاراتورمون ترشح کرده که سبب افزایش باز جذب کلسیم و دفع کلسیم را کاهش می دهد.

هایپر کلسمی:

هایپر کلسمی به طور اولیه سبب تغییر در سیستم اعصاب مرکزی، دستگاه گوارش، کلیه ها و قلب می شود.

علل احتمالی هایپو کلسمی: شامل درمان با دیورتیک های تیازیدی یا آدنوماهایی است که PTH می سازند.

درمان:

شامل دیورز، تجویز نرمال سالین، اداره ی بی هوشی بیمار با هایپرکلسمی شامل برقراری هیدراسیون و برون ده ادراری با محلول های حاوی سدیم می باشد. مانیتورینگ EKG در تشخیص اختلالات هدایتی قلب با طولانی شدن PR یا QT و پهن شدن کمپلکس QRS مفید است.

هیپوکلسمی:

در اتاق عمل هایپوکلسمی اکثراً به علت هایپرونتیلاسیون و یا انفوزیون خون سیتراته بیش از 1/5 m l/kg/min ایجاد می شود. شایع ترین علت هایپوکسمی (غلظت پلاسمایی کمتر از meq/ L 5/4) کاهش آلبومین است.

علائم اصلی هایپوکلسمی: شامل: تغییرات سطح هوشیاری، تتانی، لارنگواسپاسم، هیپوتنشن و اختلالات ریتم قلب است.

درمان شامل: انفوزیون وریدی کلرید کلسیم 10% با گلوکانات کلسیم می باشد.

فیزیولوژی گلوکز:

گلوکز یک سوخت اساسی است. گلبول های قرمز، زخم های درحال بهبود، مغز و مدولای کلیه نیاز به گلوکز داند.

هایپر گلیسمی:

هیپرگلیسیمیG>180-200mg/dl)) اغلب به علت کاهش انسولین، مقاومت رسپتور انسولین یا تجویز زیاد گلوکز است. هایپر گلیسیمی دیورز اسموتیک داده و آسیب مغزی نخاعی و کلیوی کاهش تخلیه معده، تأخیر ترمیم زخم می دهد. به طور کلی سرعت تجویز محدود به 2-3mg /kg/min در یک فرد بالغ 70 کیلوئی است. حداکثر میزان تجویز گلوکز در بچه ها کوچک 4-8mg /kg/min می باشد.

دیابت ملیتوس:

در زمان جراحی بهتر است درست قبل از عمل گلوکز اندازه گیری شود و هر 3 ساعت تا وقتی که خوراک داده می شود تکرار گردد. در 30 تا 40 درصد دیابتی ها گلیکولیزاسیون حرکت مفصل اتلنتواکسی پیتال را محدود کرده و باعث سندرم stiffneck می گردد و مشکل اداره راه هوایی را ایجاد می کند.

HbALC یا هموگلوبین گلیکولیزه بهترین شاهد کنترل کلی گلوکز طی 2-1 ماه گذشته می باشد.

اندازه گیری مکرر قند خون و آماده کردن جهت تجویز انسولین برای بیمارانی که کمتر از 50 واحد انسولین روزانه استفاده می کنند و نیز کسانی که جراحی کوچک دارند لازم است.

دوز انتخاب شده هر 6-4 ساعت باید بر اساس پاسخ تجویز شود. اگر گلوکز زیر 60mg /dl باشد دز برای حداقل یک ساعت ثابت نگه داشته می شود.

دکستروز 50% وریدی/02m1/kg/min تا 01/ تجویز می شود و قند خون هر یک ساعت کنترل می شود.

در روز عمل انفوزیون دکستروز (2mg/kg/min) در زمان صبحانه شروع شده و گلوکز قبل از عمل شروع شود.

مانیتورینگ شدیدتر و رژیم درمانی برای موارد زیر است: 1- بیماران نیازمند بیش از 50u/dl جهت کنترل 2- دیابتیک های با کنترل پایین 3- فرد دیابتی با درمان انسولین که تحت عمل جراحی بزرگ استسطح گلوکزبایدبین100-200mg/dl حفظ شود.

اگر بیهوشی عمومی باید انجام شود توجهات کلینیکی شامل اینداکشن سریع به علت گاستروپارزی ، حوادث عروق مغزی، بیماری عروق محیطی، انفارکتوس قلب 10-2 برابر در دیابتیک ها شایع تر است جهت کمتر کردن استرس ناشی از القای بی هوشی یک بی هوشی بر اساس مخدرها جهت کاهش دپرسیون قلبی ریوی و نیتروگلیسیرین پروفیلاکسی در این بیماران با ریسک بالای بیماران عروق کرنر است.

هیپوگلیسیمی:

هیپوگلیسیمی (G < 50mg /dl ) خطرناک بوده چون گلوکزتنها منشا سوخت برای اکثر سلول های مغز است.

علائم هایپوگلیسیمی شامل: تحریک پذیری، تشنج، برادی کاردی، هایپوتانسیون و نارسائی تنفسی است که در غلظت خونی زیر 57mg /dl در بالغین و در اطفال در زیر 50mg /dl – 130 ایجاد می شود.

درمان: انفوزیون Bolus مقدار 5gr دکستروز به دنبال افزایش میزان انفوزیون دکستروز تا 1-2 mg / kg / min می باشد.

تعادل مایعات و محلول جایگزین:

ترانسفوزیون RBC – پلاکت – FFP و کرایو دارای پتانسیل بهبود نتیجه کلینیکی در حین عمل و زایمان می گردد. انتقال بیماری های عفونی، واکنش های انتقال خون همولیتیک و غیر همولیتیک، سرکوی ایمنی و... از عوارض درمان با محصولات خونی است.

تعادل مایع در جراحی و شوک:

تغییرات فیزیولوژیک طی جراحی و بی هوشی منجر به تغییرات در تعادل مایع می شود. مثل بی حسی اسپینال Spinal که منجر به مقداری از بلوک سمپاتیک می شوند.

بیماران تحت عمل جراحی بزرگ نیازمند جایگزینی مایع از دست رفته بوده و بی هوشی دهنده نقش حیاتی در ارزیابی و نهایتاً تجویز مایع درمانی مناسب درحین عمل و بعد از عمل دارد.

شوک: عدم توانایی جهت تنفس طبیعی سلول می باشد. در افراد نرمال در بدن تعادل بین تحویل اکسیژن و مصرف اکسیژن وجود دارد. مصرف اکسیژن به میزان متابولیسم سلول بستگی دارد. هیپوکسی و شوک می تواند ناشی از تحویل نامناسب اکسیژن یا استفاده نامناسب از اکسیژن باشد.

کریستالوئیدها:

اینها مایعاتی هستند که محتوی آب و الکترولیت می باشند که به گروه های محلول های نمکی هیپرتونیک، هیپوتونیک و Balanced طبقه بندی می شوند.

محلول های نمکی متعادل:

این محلول ها ترکیب الکترولیتی مشابه مایع خارج سلولی دارند. در مقایسه با محلول نمکی % 0/9 Nacl این محلول ها محتوی مقدار کمی الکترولیت های دیگرند که جهت تامین نیازهای نگه دارنده روزانه کافی نمی باشند.

نرمال سالین: % 0/9 Nacl بوده ایزوتونیک و ایزواسموتیک می باشد. این محلول به محلول رینگرلاکتات زمانی که آسیب مغزی، آلکالوزمتابولیک هیپوکلرمیک یا هایپوناترمی وجود دارد ارجح می باشد.

محلول های نمکی هایپرتونیک:

این محلول ها کمتر استفاده شده و غلظت سدیم 1200 – 250 mgq/L متغیر است هر چه غلظت سدیم بیشتر باشد حجم کلی لازم برای بازسازی مطمئن کاهش می یابد. به علاوه کاهش حجم آب تزریق شده تولید ادم را کمتر می کند. نیمه عمر داخل عروقی محلول های هایپرتونیک طولانی تر از محلول های ایزوتونیک که مقدار معادل سدیم دارند نبوده است. این محلول ها به طور اولیه در اصلاح هایپوناترمی به کار می روند.

دکستروز 5% : به عنوان آب آزاد عمل کرده، ایزواسموتیک بوده باعث همولیز نمی شود. جهت اصلاح هایپوناترمی و اغلب در هیپوگلیسمی در بیماران دایابتی که تجویز انسولین دارند به کار می رود.

محلول های کلوئیدی و جایگزین خون:

این محلول ها در حجم معادل خون از دست رفته به کار می روند. جایگزین های خون دربرقراری مایع داخل عروقی به طور موقت تا درمان قطعی به کار می روند. این ها گران نبوده دارای زمان نگهداری طولانی و فاقد شانس انتقال بیماری های ویروسی هستند.

دکستران 70% : دکستران به صورت 40 و 70 درصد در دسترس است. دکستران 40 در جراحی عروق جهت جلوگیری از ترومبوز عروقی به کار رفته و ندرت به عنوان افزایش دهنده حجم پلاسما به کار می رود.

عوارض جانبی شامل: آنافیلاکسی، واکنش های شبه حساسیتی، افزایش زمان خونریزی، و علت نادر ادم ریوی غیر قلبی به علت اثرات سمی مستقیم روی مویرگ های ریوی به دنبال جذب از داخل رگ می باشد.

هیدروکسی اتیل استارچ(هتاستارچ):

هتاستارچ یک محلول کلوئیدی ساختگی است به صورت محلول 6% در 9/0% کلرید سدیم موجود است. این ماده مثل بقیه متسع کننده های حجم اثرات رقیق سازی خون و نیز کاهش سطح فاکتور VIII تا 50% در روز با طولانی کردن PTT دارد. هتاستارچ همچنین اختلال در تشکیل لخته می دهد.

پنتاستارچ: یک هتاستارچ با وزن مولکولی کمتر است. اثرات ضد انعقادی مشابه هتا ستارچ دارد.

Manage ment مایع در شرایط کلینیکی خاص:

مایعات نگه دارنده روتین: بیمار نیاز به 110 ml / h آب نیاز به سدیم 1/5meq/kg و نیاز به پتاسیم 100meq / kg/d در آب مورد نیاز دارد. 100meq/2/641= 42meq/l

نیاز اجباری گلوکز مغز و RBCتقریباً mg / kg / min 2 میباشد. اگر loosدیگری مثل درناژ معدی در کار باشد آب و سدیم اضافه نیاز می باشد

زمانی که این ها به مایع Maint اضافه شوند غلظت %45 Nacl ایجاد می شود. محلول دکستروز 5/7% که به آن 156 mosm /kg دکستروز اضافه شده به طور رایج به عنوان مایع وریدی بعد از عمل در بیماران بادرناژ نازو گاستریک به کار می رود.

تجویز حین عمل روتین:

اهداف تجویز مایع حین عمل نگه داری اکسیژن رسانی کافی، غلظت الکترولیتی نرمال و نرموگلیسیمی است.

نیاز کلی مایع تشکیل شده از حجم اتساعی جبران کننده داخل عروقی، جایگزین Deficit مایعات نگه دارنده، برقراری حجم loss شده و جایگزینی مایعات توزیع شده در فضای سوم است.

Rate=CVE+Defisit+Maintenance+Loos+thirdspase

Deficit:

مایع Deficit برابر با حصلضرب مایع Maintenanceدر ساعت NPO به علاوه کاهش حجم ناشی از فضای سوم و حجم مایع جبران نشده قبل از عمل است.

سرعت انفوزیون مایع در بیماران نرمال به اندازه ای تنظیم می شود که 3 تا 4 برابر سرعت تجویز Main باشد. اینداکشن بیهوشی و شروع تهویه مکانیکی شیفت مایع، و پاسخ های استرس ناشی از تروماهای جراحی تماماً منجر به توزیع مجدد آب پروتئین و الکترولیت می گردد.

 

مایع نگه دارنده Maintenance

مایع نگه دارنده تامین کننده نیاز آب و الکترولیت است شروع تحریک جراحی و بی هوشی منجر به هایپر گلیسیمی می شود. لذا مایع استفاده شده برای Maintenance نباید حاوی دکستروز باشد.

Losses: از دست رفتن مایع به صورت خون یا آسیت باید جایگزین شود تا حجم و ترکیب مایع خارج سلولی ECF حفظ شود. خون از دست رفته به طور اولیه با 3ml محلول نمکی نرمال یا Nacl 0/9% برای هر سی سی خون جایگزین می شود. برای هر ml خون از دست رفته به طور اولیه ml 1 محلول کلوئیدی تجویز می شود. انفوزیون RBC متراکم تقریباً 1ml به ازای هر 2ml خون از دست رفته همراه با کریستالوئید یا کلوئید به کار می رود.

معادله زیر در محاسبه حجم RBC لازم برای انفوزیون به کار می رود. چون پکسل هماتوکریت 60% دارد حجمی که باید تزریق شود از تقسیم کردن RBC مورد نیاز بر هماتوکریت واحد پکسل به دست می آید

RBC infused=(Hct disird.55-Hct observe.55.WT0)0.6

محلول های نمکی متعادل برای جایگزینی بسیار مناسب هستند ولی حاوی پروتئین در غلظت %30-100 حجم پلاسما می باشد. ترکیب الکترولیتی مایع گوارشی از دست رفته بسته به عمل آن می باشد. تبخیر از احشاء نمایان شده تقریباً به طور کامل آب بوده در حالی که الکترولیت ها باقی می ماند و منجر به نیاز آب آزاد می شود.

ادار بیش از حد ناشی از دیورتیک ها – گلوکز اوری یا دیابت بی مزه با ید با یک محلول بر اساس اندازه گیری الکترولیت های ادارار جایگزین شود.

توزیع مجدد:

توزیع مجدد یا اصطلاحاً کاهش فضای سوم اساساً از ادم بافتی در جایجائی مایع ترانس سلولار حادث می شود. در عمل این مایع در فضای عروقی نمی باشد. ترکیب مایع کاهش فضای سوم غلظت الکترولیت معادل ECF به علاوه مقدار کمتری از پروتئین است. بنابراین محلول نمکی متعادل مناسب ترین مایع جایگزین کننده است. اعمال جراحی داخل شکمی با انسزیون کوچک ممکن است نیازمند اضافه کردن 2ml/kg/h داشته باشد. در حالی که رزکسیون روده وسیع نیازمند اضافه کردن 4-6ml/kg/h و مدت Fasting 10 ساعته است.

بیماران اطفال(Pediatric):

نوزدان توانائی محدود در رقیق سازی ادرار داشته و نیاز به مایع بیشتری دارند. لذا نوزاد بیش از 4-3 ساعت نباید بدون دریافت مایع باشد. در غیر این صورت دهیدریشن شدید ایجاد می شود. غذای جامد تا 8-2 ساعت قبل از اینداکشن و مایعات شفاف حاوی گلوکز تا حدود 4 ساعت قبل از اینداکشن باید داده شود.

نوزاد نیازمند مایع نگه دارنده %0/3Nacl با پتاسیم است. انفوزیون دکستروز نباید بیش از 5mg /kg/min باشد.

بیماران با ادم مغزی: مایع درمانی با ادم مغزی شامل نگه داری فشار پرفیوژن مغزی، اجتناب از افزایش فشار وریدی مغز و هیپرتانسیون و اجتناب از هایپرگلیسیمی است. فشار پرفیوژن مغزی باید در محدوده ی نرمال 80 – 90 mmHg نگه داری شود. بستر مویرگی طبیعی مغز اساساً به سدیم، مانیتول و پروتئین نفوذناپذیر است. گر چه آب به راحتی رد می شود.

بستر مویرگی طبیعی مغز اساسً به سدیم، مانیتول و پروتئین نفوذناپذیر است. گر چه آب به راحتی رد می شود. یک درجه دهیدریشن بدون هیپوولومی جهت نگه داری سدیم پلاسما بین 142-148meq/l لازم است لذا بهتر است 90 تا 75% مایعات نگه دارنده با 9/0 % Nacl با محلول رنیگر لاکتات تامین شده و حجم آب لازم برای سایر تجویزها کاهش یابد.

مانیتورینگ همودینامیک، کنترل طولانی مدت بهتری از حجم داخل عروقی می دهند. قند خون 80-175mg/l با مانیتورینگ دقیق باید نگه داری شود.

بیمار بعد از عمل با انسداد روده:

بیماران با انسداد روده اغلب پیر با محدودیت رزرو ارگان های بدن هستند بیماران برای چندین ساعت هیچ مایعی نخورده اند و اغلب استفراغ هم داشته اند هیپوآلبومینیمی و تشدید خروج مایع از داخل رگ قبل از عمل روی می دهد.

اهداف اداره مایع درونی در این گروه شامل: برقرای حجم عروقی وبینابینی، اصلاح کاهش الکترولیت، اصلاح اسیدوز کاهش مقاومت عروق سیستمیک و بهینه کردن تحویل و مصرف اکسیژن می باشد.

انفوزیون مایع اولیه حجم داخل عروقی کافی جهت بهبود فشار خون وریت قلب ایجاد می کند. اگر مایعات سریعتر از حدی که می تواند وارد فضای ECF شود تزریق شوند، افزایش فشارهای پرکننده باعث ادم ریه می شود.

اداره یک بیمار نمونه شامل: مانیتورینگ مکرر فشار خون شریانی، ریت قلبی، COP ، فشار نبض و تغییرات تنفسی، برون ده ادراری و الکترولیت ها است.

محلول نمکی متعادل اولین نتخاب قابل قبول برای جایگزینی حجم پلاسما است.

بیماران با نارسایی قلبی:

اداره مایع در نارسایی قلبی معطوف به، بهینه ساختن پیش بار قلبی، اجتناب از تجویز زیاد سدیم، کم کردن ادم، تصحیح اختلالات الکترولیتی و نگه داری ایده آل پیش بار قلبی در طول شیفت سریع مایع که قبل از عمل رخ می دهد می باشد.

بیماران با نارسایی قلبی برنامه ریزی شده برای عمل مهم یا طولانی باید مانیتورینگ شوند و قبل از عمل برای رقابت با مایع داخل عروقی 500- 1000 CC / 70kg کریستالودئید برای شناسایی سطح پیش بار قلب مطلوب برقرار شود.

این بیماران توانایی ناقصی در دفع مایع در طول حرکت مایع دارند که پس از عمل اتفاق می افتد. سرعت شروع انفوزیون مایع در حین عمل باید پایین تر از مقدار اندازه گیری شده باشد. هدف پس از عمل دادن مقدار کمی کریستالوئید به عنوان نگه داری کافی حجم و اجرای کلی قلبی عروقی است.

تعادل مایعات و دز سدیم باید اندازه گیری شود. اگر پیش بار پیش از اندازه زیاد شود دیورتیک باید تجویز شود.

درمان:

شامل دفع آب اضافی با دیورتیک ها است که دفع آب آزاد را بیشتر از سدیم باعث می شوند.

فعال شدن آدسترون و دیورتیک ها باعث کاهش پتاسیم و منیزیم می شود این یون ها جهت حفظ الکتروفیزیولوژی قلب حیاتی هستند. کلسیم یونیزه جهت انقباض قلبی ضروری است وهیپوکلسمی شدیداً طی دوره قبل از عمل شایع است.

بیماران با سوختگی حاد:

مایع درمانی بیماران با سوختگی حاد بر مبنای برقراری حجم پلاسماو شیفت ثECFبه داخل نسج سوخته شده قابل حیات، همراه با افزایش از دست دادن مایع به علت فقدان عملکرد نرمان سد پوستی دارد. مایع از بافت آسیب دیده به مکانیسم های مختلف جابه جا شده اثر خالص آن انتقال مایع از بافت نرمال به بافت آسیب دیده و کاهش حجم داخل عروقی است علاوه بر این تبخیر مایع از سطح زخم و افزایش قابل توجه سرعت متابولیسم، منجر به افزایش نسبی نیاز به مایع می شود.

فرمول پارکلند به تجویز مایع بر اساس درصد سطح سوختگی اشاره دارد.

(درصد BSA سوخته شده): درصد BSA سوخته شده 2ml/kg طی هشت ساعت و سطح BSA 2ml/ kg طی 16 ساعت بعدی تنظیم شده است.

این فرمول پیشنهاد کننده برای 8 ساعت اول h / [درصد سوختگی BSA] / [0/25ml /kg]

سپس برای 16 ساعت h / [درصد سوختگیBSA ] /[ 0/125ml /kg]

سپس دکستروز 5% h / [درصد سوختگی BSA] / [0/8ml /kg]

به علاوه آلبومین h / [درصد سوختگی BSA] / [%15ml /kg]

برای مدت 24 ساعت می باشد.

 سرم های در مانی

 

سرمها جز مواد دارویی هستند که دارای ترکیبات متفاوت بوده و هر کدام از آنها برای بیماری خاصی مورد استفاده قرار  می‌گیرند. سرمها دارای ترکیبات آمینو اسیدی ، کربوهیدراتی ، الکترولیتی و ... هستند.

محلولهای نگهدارنده یا چند الکترولیتی جانشین الکترولیت ، آب و نیازهای خارج سلولی روزانه هستند. چنین محلولهایی ممکن است جهت جانشین کردن الکترولیتها و آب از دست رفته از طریق اسهال و استفراغ بکار روند. با تزریق این فرآورده‌ها ، جایگزینی خارج سلول طی دو روز حاصل می‌گردد. مصرف بیش از حد سبب تجمع سدیم و حجم آب اضافی در بدن ، ادم ریوی و نارسایی قلب می‌شود. محلولهای هیپرتونیک در درمان مسمومیت با آب و افزایش حجم آب خالص بکار می‌روند. به هنگام بروز عوارض رفتاری مثل خواب آلودگی ، گیجی و اختلال هوشیاری پس از عمل جراحی در سالمندان باید به مسمومیت با آب مشکوک شد.

سرم آمینو اسیدی

گروه درمانی این سرم تغذیه تزریقی و ماده کالری‌زا می‌باشد. اشکال دارویی آن به صورت آمینو اسید 5 درصد و 10 درصد است. ترکیبات آن شامل اسیدهای آمینه ضروری و غیر ضروری ، نیتروژن و الکترولیتها می‌باشد. موارد مصرف به صورت زیر می‌باشد. آنسفالوپاتی کبدی در بیماران مبتلا به سیروز یا هپاتیت ، تغذیه حمایتی ، تکمیل و حفظ پروتئین بدن از راه تزریق وریدی برای تامین متابولیسم طبیعی و در مواردی که جذب معده‌ای - روده‌ای مختل باشد. مصرف همزمان اسیدهای آمینه با تتراسیکلین ممکن اثرات حفظ کننده پروتئینها را کاهش دهد.

سرم دکستران

گروه درمانی این سرم به عنوان جانشین شونده پلاسمای خون است. ترکیبات آن شامل دکستروز یا کلرورسدیم می‌باشد. افزاینده سریع الاثر حجم پلاسما ، اثر کلوئیدی اسموتیک دارد که مایعات را از فضای بینابینی به داخل عروق کشیده و باعث افزایش حجم خون می‌شود. "دکستران 40" چسبندگی اریتروسیتها را کم کرده و باعث کاهش چگالی خون می‌شود. این سرم در درمان کمکی شوک ناشی از خونریزی ، سوختگی و جراحی بکار رفته و مقدار تجویز دارو بستگی به میزان مایعات از دست رفته و غلظت خون دارد. دکستران در موارد ادم ریوی و در بیماران کلیوی نباید مصرف شود.

سرم کربوهیدراتی

کربوهیدراتها منابع کالری هستند و گروه درمانی این سرم تامین کننده نیاز غذایی می‌باشد. در درمان موقتی نارسایی گردش خون و شوک ، زمانی که سایر فرآورده‌های افزاینده حجم پلاسما در دسترس نباشد، در ادم مغزی ، بیماری کلیوی استفاده می‌شود. مواد این سرم به سرعت متابولیزه شده و منبع کالری و مایعات در بیمارانی که قادر به مصرف کافی آنها از دهان نیستند، می‌باشد. مصرف این سرم ممکن است منجر به کاهش ویتامینهای گروه B شود، این سرم در کومای دیابتی منع مصرف دارد.

سرم اینترالیپید

گروه درمانی این سرم ، محلول غذایی برای تغذیه تام وریدی می‌باشد. این دارو که از روغن لوبیای سویا یا آفتابگردان تهیه می‌شود، مخلوطی از تری‌گلیسریدهای خنثی و عمدتا اسیدهای چرب است. این فرآورده‌ها پس از متابولیزه شده به عنوان منبع انرژی در بدن مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین افزایش تولید گرما ، کاهش کسر تنفسی و افزایش مصرف اکسیژن را موجب می‌شود. این دارو در موارد کمبود اسیدهای چرب استفاده می‌شود.

سرم مانیتول

این دارو در درمان خیز مغزی برای کاهش فشار داخل جمجمه در مواردی که سایر اقدامات موفقیت آمیز نبوده‌اند برای کاهش فشار داخل چشم یا برای آماده کردن بیمار برای جراحی داخل چشم ، برای تسریع دفع ادراری مواد سالیسیلات ، باربیتورات و لیتیم و جلوگیری از آسیب کلیوی ناشی از این داروها و برای اندازه‌گیری سرعت فیلتراسیون گلومرولی کلیه‌ها استفاده می‌شود. این دارو اسمولاریته پلاسمای خون را بالا برده و در نتیجه موجب افزایش جریان آب از بافتها به داخل مایع میان بافتی می‌شود. این سرم موجب افزایش دفع ادرار می‌شود.

سرم رینگر لاکتات

گروه درمانی این سرم الکترولیت و جانشین شونده پلاسما است. این سرم چند الکترولیتی است و شامل سدیم ، پتاسیم ، کلسیم ، کلر و لاکتات می‌باشد. رینگر لاکتات یک محلول یونی است که حجم خون را افزایش داده و تعادل آب و الکترولیتها را برقرار می‌سازد. یون لاکتات موجود در این فرآورده که به سرعت به یون بی‌کربنات متابولیزه می‌شود، در تنظیم تعادل اسید - باز دخالت دارد. این سرم برای جایگزینی مایعات و الکترولیتهای از دست رفته ، برقراری تعادل مجدد آب و الکترولیت بدن به خصوص قبل و پس از جراحی مصرف می‌شود.

سرم کلرور سدیم (نرمال سایلین)

گروه درمانی این سرم ، الکترولیت است و ترکیبات آن شامل سدیم و کلراید و PH محلول 7 - 4.5 می‌باشد. این سرم برای جایگزینی مایعات و الکترولیت در صورت کم بودن سدیم به دلیل از دست رفتن الکترولیتها بکار می‌رود. در بیمارانی که قادر به مصرف مایعات و غذا از راه دهان نیستند محلولهای هیپرتونیک به صورت تزریق وریدی همراه با محلولهای قندی مصرف می‌شود. تزریق وریدی این سرم به عنوان حلال بعضی داروها بکار می‌رود.

سرم ژلاتین تعدیل یافته (هماکسل)

گروه درمانی این سرم ، حجیم کننده پلاسما می‌باشد. این محلول حجیم کننده پلاسما در موارد شوک ناشی از کاهش حجم خون به علت خونریزی ، سوختگی ، التهاب لوزالمعده ، از دست رفتن آب و الکترولیتها در اثر استفراغ و اسهال مداوم ، بیماریهای غده فوق کلیوی و کلیه‌ها و اغمای دیابتی مصرف می‌شود. این سرم محلول حامل برای انسولین است و مورد منع مصرف کامل این دارو گزارش نشده است.

 

 

جدول تنظیم قطرات سرم

 میزان سرم

=======

مدت سرم

1000ccسرم

500ccسرم

100ccسرم

۱ساعت

۲۵۰ قطره در دقیقه

۱۲۵ قطره در دقیقه

۲۵ قطره در دقیقه

۲ساعت

۱۲۵ قطره در دقیقه

۶۳ قطره در دقیقه

۱۳ قطره در دقیقه

۳ساعت

۸۴ قطره در دقیقه

۴۲ قطره در دقیقه

۹ قطره در دقیقه

۴ساعت

۶۳ قطره در دقیقه

۳۱ قطره در دقیقه

۷ قطره در دقیقه

۶ساعت

۴۲ قطره در دقیقه

۲۱ قطره در دقیقه

۵ قطره در دقیقه

۸ساعت

۳۲ قطره در دقیقه

۱۶ قطره در دقیقه

۴ قطره در دقیقه

۱۰ساعت

۲۵ قطره در دقیقه

۱۳ قطره در دقیقه

۳ قطره در دقیقه

۱۲ساعت

۲۱ قطره در دقیقه

۱۱ قطره در دقیقه

۲ قطره در دقیقه

۲۴ساعت

۱۱ قطره در دقیقه

۶ قطره در دقیقه

۱ قطره در دقیقه

 

مانيتول (MANNITOL )

موارد مصرف‌: مانيتول‌ به‌عنوان‌ داروي‌كمكي‌ براي‌ پيشگيري‌ از بروز نكروز حادتوبولار يا درمان‌ كم‌ ادراري‌ در نارسايي‌حاد كليه‌، در درمان‌ خيز مغزي‌ و افزايش‌فشار داخل‌ جمجمه‌ و فشار داخل‌ چشم‌،تسريع‌ دفع‌ ادراري‌ مواد سمي‌ و جلوگيري‌از آسيب‌ كليوي‌ ناشي‌ از آنها و همچنين‌براي‌ پيشگيري‌ از همودياليز و افزايش‌هموگلوبين‌ آزاد خون‌ در طي‌ عمل‌ جراحي‌برداشتن‌ پروستات‌ از راه‌ پيشابراه‌مصرف‌ مي‌شود.

فارماكوكينتيك‌: مانيتول‌ در بخش‌ خارج‌سلولي‌ باقي‌ مي‌ماند. متابوليسم‌ اين‌ دارودر كبد بسيار ناچيز است‌. نيمه‌ عمرمانيتول‌ تقريب? 100 دقيقه‌ است‌ كه‌ درنارسايي‌ حاد كليه‌ به‌ 36 ساعت‌ مي‌رسد.زمان‌ لازم‌ براي‌ شروع‌ اثر مدر آن‌ 3 ـ 1ساعت‌ و براي‌ كاهش‌ فشار مايع‌ مغزي‌ ـنخاعي‌ و فشار داخل‌ چشم‌ 15 دقيقه‌ پس‌ ازشروع‌ انفوزيون‌ است‌. اوج‌ اثر كاهنده‌فشار داخل‌ چشم‌ 60 ـ 30 دقيقه‌ پس‌ ازانفوزيون‌ مي‌باشد. طول‌ اثر كاهنده‌ فشارمايع‌ مغزي‌ ـ نخاعي‌ 8 ـ 3 ساعت‌ پس‌ از قطع‌انفوزيون‌ و طول‌ اثر كاهنده‌ فشار داخل‌چشم‌ 8 ـ 4 ساعت‌ است‌. دفع‌ دارو كليوي‌است‌.

موارد منع‌ مصرف مانيتول‌: اين‌ دارو در نارسايي‌احتقاني‌ قلب‌، خيز ريوي‌، بي‌ادراري‌ همراه‌با نكروز حاد كليوي‌، دهيدراسيون‌ شديد وخونريزي‌ جمجمه‌ نبايد مصرف‌ شود.

هشدارها: 1 ـ اين‌ دارو در صورت‌ عيب‌شديد كار قلب‌ و كليه‌ بايد با احتياط فراوان‌مصرف‌ شود.

2 ـ نشت‌ دارو از رگ‌ به‌ بافت‌هاي‌ اطراف‌،سبب‌ بروز التهاب‌ و ترومبوفلبيت‌ مي‌شود.

عوارض‌ جانبي‌ مانيتول: شديدترين‌ عارضه‌ جانبي‌مانيتول‌، بر هم‌ خوردن‌ تعادل‌ آب‌ والكتروليت‌ است‌. تجويز سريع‌ مقادير زيادآن‌ ممكن‌ است‌ منجر به‌ تجمع‌ مانيتول‌،افزايش‌ بيش‌ از حد مايع‌ خارج‌ سلولي‌، كمي‌سديم‌ خون‌، گاهي‌ زيادي‌ پتاسيم‌ خون‌ وافزايش‌ بار گردش‌ خون‌ مي‌شود.

تداخل‌هاي‌ دارويي مانيتول‌: مصرف‌ همزمان‌ باديگوكسين‌ ممكن‌ است‌ احتمال‌ بروزمسموميت‌ با ديگوكسين‌ را به‌ علت‌ كاهش‌پتاسيم‌ خون‌ افزايش‌ دهد.

نكات‌ قابل‌ توصيه‌: 1 ـ محلول‌ مانيتول‌ فقطبايد از راه‌ انفوزيون‌ وريدي‌ مصرف‌ شود.

2 ـ محلول‌ مانيتول‌ با غلظت‌ 15 درصد وبيشتر در دماهاي‌ پايين‌ تمايل‌ به‌ تشكيل‌بلور دارد، لذا ست‌ انفوزيون‌ مانيتول‌ درهنگام‌ تجويز اين‌ غلظت‌ بايد داراي‌ صافي‌باشد.

3 ـ در صورت‌ نياز به‌ مصرف‌ اين‌ دارو دربيماران‌ مبتلا به‌ كم‌ ادراري‌ يا بي‌كفايتي‌ كاركليه‌، توصيه‌ مي‌شود قبل‌ از شروع‌ درمان‌يك‌ مقدار آزمايشي‌ معادل‌ mg/kg 200به‌صورت‌ محلول‌ 20 ـ 10 درصد طي‌ مدت‌5 ـ 3 دقيقه‌ انفوزيون‌ وريدي‌ شود. درصورت‌ عدم‌ حصول‌ پاسخ‌ مطلوب‌، درمان‌با مانيتول‌ را نبايد آغاز نمود.

مقدار مصرف مانيتول‌:

بزرگسالان‌: به‌عنوان‌ مدر، مقدار 100 ـ 50گرم‌ به‌صورت‌ محلول‌ 25 ـ 5 درصدانفوزيون‌ وريدي‌ مي‌شود. سرعت‌انفوزيون‌ بايد طوري‌ تنظيم‌ شود كه‌ ميزان‌دفع‌ ادرار حداقل‌ ml/hr 50 ـ 30 باشد. دردرمان‌ خيز مغزي‌، افزايش‌ فشار داخل‌جمجمه‌ و گلوكوم‌، g/kg 2 ـ 0/25 به‌صورت‌محلول‌ 25 ـ 15 درصد طي‌ 60 ـ 30 دقيقه‌انفوزيون‌ مي‌شود. براي‌ دفع‌ مواد سمي‌،مقدار 200 ـ 50 گرم‌ به‌صورت‌ محلول‌

25 ـ 5 درصد با سرعتي‌ كه‌ ميزان‌ دفع‌ ادرارحداقل‌ به‌ ml/hr 500 ـ 100 برسد، انفوزيون‌وريدي‌ شود.

كودكان‌: به‌عنوان‌ مدر، g/kg 2 ـ 0/25به‌صورت‌ محلول‌ 20 ـ 15 درصد طي‌ 6 ـ 2ساعت‌ براي‌ درمان‌ خيز مغزي‌، افزايش‌فشار داخل‌ جمجمه‌ و گلوكوم‌ g/kg 2 ـ 1به‌صورت‌ محلول‌ 20 ـ 15 درصد طي‌

60 ـ 30 دقيقه‌ و براي‌ دفع‌ مواد سمي‌،حداكثر g/kg 2 به‌صورت‌ محلول‌ 10 ـ 5درصد انفوزيون‌ وريدي‌ مي‌شود.

 الکترولیت ها

 

کار مایعات در بدن :

جهت برقراری تعادل مایع میان فضاهای داخل سلولی و خارج سلولی ، مایعات بدن به طور طبیعی میان دو بخش اصلی یا فضاها در حال جابجایی و انتقال می باشند . از دست رفتن مایعات بدن این تعادل را بر هم می زند . گاهی اوقات مایعات بدن ازدست نمی روند بلکه جهت استفاده در ECF یا ICF در دسترس نمی باشند . از دست رفتن  مایعات در یکی از فضاهایی که در برقراری تعادل میان ECF و ICF شرکت ندارند ، چرخش مایع به فضای سوم نام دارد . کاهش برونده ادراری علیرغم مصرف کافی مایعات از نشانه های زودرس چرخش مایع به فضای سوم می باشد . سایر علایم و نشانه ها عبارتند از :

-تاکیکاردی

-هیپوتنشن

-کاهش فشار ورید مرکزی

-ادم

-افزایش وزن بدن

-عدم تعادل میان جذب و دفع مایعات

چرخش مایع به فضای سوم در مواردی مانند آسیت ، سوختگی ، التهاب پرده صفاق ، انسداد روده ، ورود خون فراوان به داخل مفصل یا حفرات بدن دیده ی شود .

کار الکترولیت ها :

الکترولیت ها مواد شیمیایی فعال هستند که توانایی هدایت جریان اکتریکی را دارند و در محلول به دو ذره باردار مثبت و منفی تقسیم می شوند . ذرات باردار مثبت را کاتیون و ذرات باردار منفی را آنیون می گویند . غلظت الکترولیت ها در مایع داخل سلولی با خارج سلولی متفاوت است . مهمترین کاتیون خارج سلولی سدیم می باشد که نقش مهمی در تنظیم حجم مایعات بدن دارد .

توضیع الکترولیت ها :

آب و الکترولیت ها در بدن در اجزای مختلفی پراکنده شده اند و ترکیب ثابتی ندارند و دایما" در بین اجزاء در حال حرکتند . این حرکت و جابجایی آب و الکترولیت ها ازطریق انتشار پاسیو تسهیل شده ، اسمز و یا انتقال فعال بین اجزای داخل و خارج سلولی در جریان می باشند . برخی املاح و الکترولیت ها به کمک انتشار و بر اساس اختلاف غلظتشان و برخی از طریق انتقال فعال و در خلاف شیب غلظتی که دارند از طریق صرف انرژی جابجا می شوند .

واحد اندازه گیری الکترولیت ها :

از آنجا که الکترولیت ها در بدن به شیوه های گوناگون با یکدیگر ترکیب می شوند ، برای بیان غلظت آنها به جای استفاده از میلی گرم که واحد وزن است از میلی اکی والان در لیتر (meq/lit) که واحد فعالیت شیمیایی است استفاده می شود .

اسمولاریتی :

غلظظت املاح را در 1000 میلی لیتر محلول بیان می کند . دما و مقدار املاح بر میزان اسمولاریته محلول موثر است .

اسمولالیتی :

اسمولالیتی غلظت املاح را در 1000 گرم آب بیان می کند . در این حالت نه حرارت و نه مقدار املاح بر میزان اسمولارلیته تاثیر ندارند .

بدن انسان مجهز به مکانیزم هایی است که ترکیب و حجم مایعات بدن را در یک محدوده طبیعی ثابت نگه می دارند . سیستم هایی که در این رابطه دخالت دارند عبارتند از : سیستم کلیوی ، ریه ها ، قلب ، سیستم اندوکراین و سیستم گوارش .

چنانچه غلظت املاح اندک است و دمای بدن نیز در حالت عادی می باشد  می توان اسمولاریته و اسمولالیته را معادل هم به کار برد و از اختلاف چشم پوشی کرد .



  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ